تبليغاتX
تاکربُبلا هست زمین را عشق است

تاکربُبلا هست زمین را عشق است

خادم شهدا هستم و سگ کوی بی بی دوعالم زینب کبری_س

بزرگی می گفت سالها شوق دیدار امام زمان(ع) راداشتم وهمیشه

ارزو می کردم ای کاش برای لحظه ای هم که شده امام زمان(ع) را

ببینم تا اینکه روزی در مورد حادثه کرببلا و روز عاشورافکر می کردم

تمام افکارم عوض شدودیگر خیلی این ارزو را نمی کنم که امام زمان(ع)

را ببینم بلکه تمام ارزویم این است که امام زمان(ع) یک نگاهی به من

بکند از ان نگاه های .....زیرا از حادثه کرببلااین نتیجه رو گرفتم که این

همه ادم در روز عاشورا امام حسین(ع) را دیدندولی بر روی او تیغ کشیدند

اما امام حسین(ع)یک نگاه  به حر کرد از این رو به ان رو شد ومسیر

زندگیش تغییر کرد وسعادت دو دنیا رابرایش به ارمغان اورد.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلب الزینب(س)کربلایی جواد نجاتی در شنبه هجدهم فروردین 1386

 لينك مطلب      

هیچ وقت امام را تنها نگذارید.ادامه دهنده راه شهدا

 باشید نگذارید خون شهدا پایمال شودارمانها وهدفهای

انان را به نحوه ایده ال حفظ کنید.حسین جان عمریست

 به امید دیدارت ازاین محفل به محفل دیگر می روم ومی

دانم که لایق دیدارت نیستم اما پسر فاطمه ترا به جان

مادرت فردای قیامت مارا شرمنده مسازدستمان را بگیرو

مارا درکنار خودت قرار ده ما محبین مادرت فاطمه بوده

ایم.خداوندا!نخست در  اینجا درپیشگاه ائمه اطهار با تو

 عهد می بندم تازنده ام دست از یاری روح خدا خمینی بر

نخواهم داشت زیرا با عنایت خدا وند ووجودنازنین این رهبر

عزیز ما از بیراهه های ظلالت نجات پیدا کردیم وبه اینجا رسیدیم.

                          

شهید احمد سا لمیان با پدر شهیدم صیغه اخوت خوانده

 بوده اندواین عموی عزیزم تا زمانی که بود بعد از پدر به

 ما سر کشی می کرد ومحبت را در حق ما تمام کرده بود

که در تاریخ۲۸/۲/۱۳۶۸ به دست منافقین کور دل

درکرمانشاه به شهادت رسیدبرای شادی روح پدر

 شهیدم واین عموی عاشق ومهربانم سه تا صلوات.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلب الزینب(س)کربلایی جواد نجاتی در پنجشنبه نهم فروردین 1386

 لينك مطلب      

کاش من هم دلی همچون شهیدان داشتم

تاکه دست ازدامن این خاک بر می داشتم  

ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلب الزینب(س)کربلایی جواد نجاتی در پنجشنبه نهم فروردین 1386

 لينك مطلب      

 ای دونه دونه دونه نون و پنیرو پونه

قصه بگم براتون قصه عاشقونه ؟

یه وقت نگین دروغه یه وقت نگین که وهمه

اون که قبول نداره نمی تونه بفهمه !

بریم به اون فصلی که اوج گرمی ساله

ماجرای قصه مون داخل یه کاناله

کانالی که تو او این دشت مثل قلب زمینه

دورو بر این کانال پر از میدان مینه....

اونجا که ۱۹ نفر کنار هم خوابیدن

ببین چقدر قشنگن تمامشون شهیدن

یکی ازش خون میره ببین چقدر ارومه

فکر می کنم که دیگه کار اونم تمومه

مجتبی پا نداره سر علی شکسته

مجید دمر افتاده کریم به خون نشسته

گلوله و گلوله انفجار و انفجار

 پاره های بچه ها قاب شده روی دیوار....

صورت مهدی رفته مصطفی سرنداره

رضا نعره می کشه خیز برو خمپاره

الو الو کربلا پس نخودا چی شدن؟

یاور ۲ به گوشم بچه ها قیچی شدن

کربلا کبوترا از تو قفس پریدن

ما اذوقه نداریم مهمونا سر رسیدن

کربلا جون به گوشی ؟ جواب بده برادر

بی سیم اینطور جواب داد الو به گوشی یاور؟

چیزی نداریم که تا سر سفره بزاریم

یاور ۲ به گوشی؟ دیگه غذا نداریم

رضا منو نیگا کرد صورتشو تکون داد

بغضی کردشو بیسم از توی دستش افتاد

عجب کربلائیه نشون به اون نشونه

عطش نعره می کشه ۵ روزه تشنمونه!

۵روزه که می جنگیم کشته می شیم می میریم

بیسیم می گه :(عقب گرد)ولی عقب نمی ریم

رضا تشنه وزخمی به زیر نور افتاب

من از پی گلوله دنبال یه قطره اب

هیچی پیدا نکردم خسته شدم نشستم

برای چند لحظه ای هردو چشامو بستم

دیدم که توی باغی شهیدامون نشستن

می خندن و می خونن درهای باغ رو بستن...

عجب باغ بزرگی چه باغ رنگارنگی

پر از صفا پر از عشق عجب باغ قشنگی

بال های ملائک روی دست بچه ها

جام هایی از شراب توی دست بچه ها

من و رضا ازبیرون توی باغ رو می دیدیم

صدای بچه ها رو اینجوری می شنیدیم:

اهای اهای بچه ها اینجا عجب حالیه

بچه ها هستن ولی جای شما خالیه

رضا نعره می کشید اهای اهی بسیجی

تانکها دارن می رسن بدو بدو ار.پی .جی

تانک بعثی خودش رو پشت کانال رسونده

نعره کشیدم رضا ! گلوله ای نمونده

رضا سرش رو با بغض روی سجده می زاره

خشابی تو دستاشه دست و بالا می یاره!

دستو می یاره بالا انگار داره جون می ده

می زنه زیر گریه خشاب رو نشون می ده

میگه ببین خدایا روحیه ها عالیه!

ولی چی کار باید کرد؟ خشابامون خالیه

صداش یه هو بند می یاد توی دست یک شهید

عینهو یه معجزه یه گوله ار.پی.جی دید

روبه سوی اون شهید خندیدو سر تکون داد

یواشی گفت مرتضی گلوله رو نشون داد

حرف انو گرفتم نگاهشو فهمیدم

جون تازه گرفتم سوی شهید دویدم

وناگهان صدایی صدای سرد سوتی

وناگهان خمپاره و ناگهان سکوتی

رضا یهو نعره زد بی شرفا اومدن

ماسکو بزار مرتضی که شیمیایی زدن

سینم پر از اتیش شد چشمامو هم گذاشتم

اومد یه شیمیای ماسک "ولی نداشتم

لبخند زدم و گفتم ماسک نداریم رضا

نعره کشید حرف نزن نفس نکش مرتضی

چفیه تو اب بزن حمله شیمیایی

گفتم داری جک میگی قمهمه ها خالیه

رضا پرید ماسکشو گذاشت روصورت من

نعره کشیدم رضا ماسکتو خودت بزن

خندید وگفت مرتضی برادرم بی خیال!

من رو گذاشتشو رفت رفتش بالای کانال

نفهمیدم چه چیزی قلب اونو می ازرد

نفهمیدم واسه چی پیرهنشو در اورد

رضا نعره می کشید بی شرفا باشمام

کانال هنوز مال ماست بیاین بیاین من اینجام

دوشکاچی از روی تانک اونو هدف گرفتش

کار رضا تموم شد نعره کشید و گفتش

بیاین بیاین من اینجام گردان هنوز روی پاست

بیاین بیاین ببینین کانال هنوز مال ماست...

هر کی می خاد خدافظ هرکی می خاد بمونه

بیادتموم عالم این حرفارو بدونه

باید اینو بدونه گردان هنوز روی پاست

هنوزم که هنوزه قلب زمین مال ماست

اهای اهای با شمام گردان هنوز روی پاست

هنوزم که هنوزه قلب زمین مال ماست!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خوش به حال اونایی که با شهادت رفتند خوش به سعادتشون پیش ارباب سربلندند وشاد

بدا به حال ما که کجای کاریم وبه چه بازی هایی مشغول بدا به حال ما بدابه حال ما .......

اونا از همه هستی وزندگی وجوانیشون برا ما گذشتند ما چی کار می کنیم پشت کردیم به

شهدا وارمانهای اونا  خدایا خودت رحمی کن چه جواب داریم به این لاله ها بدیم فردا قیامت

فقط می تونم بگم شرمنده ایم شرمنده ......................؟!

خوشا به حالتان ای سر و قامتان/ ای فرزندان روح الله / ای عاشقان حسین که در گرداب

خون وضو گرفتید و نماز عشق را به ارباب بی کفن خود اقتدا کردید /

شهدا قسمتون می دم به غریبی مادر دست مارم بگیرید سنگین شدیم وبال عرجمون بسته/

/این عکسم ختم کلام خودش گویای همه چی هستش راستی حتما نظرت رو بگو/

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلب الزینب(س)کربلایی جواد نجاتی در پنجشنبه نهم فروردین 1386

 لينك مطلب      

سلام علیک

۱ـ منم مثل همه یه بنده گنه کار وضعیف هستم وهدف از این نوشته ها وابراز ارادت ها

فقط اروم کردن دل ......خودم هست واینکه خود مولا به خاطر ارادتی که به بی بی (س)

دارم ویاران کربلاییش مهر تایئدی به کارنامه من بزنه (خودم رو به ریش  پدر شهیدم و

اقا سید جواد ذاکر عزیز بستم و خودم رو شاگرد کلاس این دو پیر عشق می دونم در

 راه عشق بازی با ارباب ونظر به کرمشون دارم که روز قیامت  پیش ارباب منو........اره)

۲ـ دوستان عزیز من در این وبلاگ فقط از شهدا می نویسم و محور اصلی من شهدا

هستند وبیشتر از شهدا شهرمون کرمانشاه نوشته می شود البته مطالبی راجب ابراز

ارادت به ارباب وائمه (ع) هم  در وب می گذاریم یعنی در این وب همه چیز کلا مذهبی

وحسینی هست.

۳ـ در بعضی موارد به من گیر دادند ویا بهتر بگم من رو مورد لطف خود قرار دادند نسبت

به عقایدم ونوشته هام . من برا کس دیگه ای کار می کنم فقط ونظر به لطف او دارم نه

کس دیگه ای ایشالله کار های من مورد قبول ارباب وبی بی (س) باشه نه خلق وبنده خدا

۴ـ در مورد اون قضایایی که قبل اتفاق افتاده بود باز می گم سادگی از خودم بود وبس و

من کسی رو سرزنش نمی کنم واز کسی هم ایرادی نمی گیرم  ودیگر من اون جواد

قبل نیستم وبا اذن گرفتن از بی بی (س) در این ایام حزن اقا امام زمان(ع) با خودم یه عهد

هایی بستم . خلاصه باز هم می گم من نوکر همه برو بچ مذهبی وحسینی هستم در بست

وخاک پای شماخوبان سرمه چشم های گنه کار من حقیر .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در اخر ارزوی توفیق وبهروزی برای همه عزیزان دارم" در پناه

علمدار عشق اقام اباالفضل (ع) حسینی باشی.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اللهم ارزقنا توفیق شهادت فی سبیلک

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلب الزینب(س)کربلایی جواد نجاتی در پنجشنبه نهم فروردین 1386

 لينك مطلب      

سلام علیک

دوستان عزیزیه سری اتفاقات برا این بنده حقیر افتاد که می خواهم برا دوستان وبلاگ

نویس مذهبی بازگو کنم دوستان عزیز تو رو به روح شهدا قسم تو رو به صاحب این وبلاگ

اقام اباالفضل(ع)بیایید همدیگه رو گول نزنیم .تواین زمونه پر از گناه نمی گم ما خوبیم ولی

خیلی از جونا دنبال......هستند پس شیطان زور بیشتری روی ما می زنه که مارو هم اره

خلاصه به همه خواهران وبرادران وبلاگ نویس می گم تو رو به حضرت زهرا (س) حواستون

جمع رابطه هاتون باشه ما کلاه سرمون رفت و دوتا امتحان پیش اومد که هردو رفوزه شدیم

وشرمنده ارباب خلاصه حواسمون به رابطه بین خودمون وخواهران وبلاگ نویس باشه با الفاظ

خواهر وبرادرـــ داداش ـــ ابجی ووو کلاه سر خودمون نزاریم که به والله فقط شرمنده گیش

برا خودمون می مونه وچوب این کارو می خوریم نمی تونم زیاد موشکافی کنم ولی بدونید این

برادر کوچک وگناه کارتون نابود شد نابودش کردند روم نمیشه دیگه اصلا اسم شهدا رو بیارم

اسم ارباب رو بیارم دوتا از این خانوم های وبلاگ نویس مذهبی منو نابدوم کردند که خودشون

می دونند هرکودم چه طور وبه چه طریقی تو رو به سید شهدا شما ها حواستون باشه اقا

اصلا رابطه ها فقط تو نظرات وبلاگ ها فقط وفقط گناه داره اصلا دختر  با پسر بچته از همین

بحث های مذهبی شروع میشه ووووو به گفته یکی از دوستان روحانی می گفت چت با خانوم

گناه نداره ولی چون یه جورایی زمینه ساز .... هستش ایراد داره وما رو از اون مقصد اصلی 

که همانا رسیدن به امام زمان (ع) دور می کنه.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دیگه نمی تونم چیزی بنیسم تو رو خدا برام دعا کنید خیلی کارم گیره از پدرم شرمنده هستم

که جلو ارباب سر افکندش کردم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلب الزینب(س)کربلایی جواد نجاتی در پنجشنبه نهم فروردین 1386

 لينك مطلب      

راستی بچه ها برای شادی روح اقا سید جواد ذاکرسه تا صلوات بفرستیدخدارحمتش کنه.

 اقا سید با اون سبک وشور مداحی کردنش یه خون تازه تو رگ های ما

جوونای حسینی ریخت خوش به حالش که زود رفت . یقین دارم الان کنار

شهدا برا ما دعا می کنه ایشالله روز قیامت پشت سر اقا سید وبا ذکر

حسین حسین خودمونو به کاروان کربلاییها برسونیم.

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلب الزینب(س)کربلایی جواد نجاتی در پنجشنبه نهم فروردین 1386

 لينك مطلب      

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا جوانان ملت ماالان دنبال ناموس مردم اندوفکر نمی کنند که

شاید روزی با ناموس انان همین کار انجام شود

چرامن جوان دیگرشهدارافراموش کرده ام وهزاران چرای دیگر

چرا چرا چرا چرا چراچراچراچراچراچراچراچراچراچرا

ایا ماتاحالا فکرکردیم که امام زمان ناظر اعمال ما هستش

ایااسلام وشیعه بودن ماتنها به نماز خواندن است نمازی که بی

دوستی حضرت علی باشد نماز نیست چون فرموده حضرت علی انا

الصلاه پس باید روح نماز رو که حضرت علی است بشناسیم چرا

الان همه فکر می کنند که جوان ایرانی دلش سیاه است بر عکس

جوان ایرانی دلش پاک است ولی کسی نیست که راهنمایش کند

چرا بین جوانان امروزی فاصله افتاده چون کسی نیست که به

جوان بفهماندکه شهدا کی بودند جوان الان نمی دونه چی کار کنه

ازیک طرف تهاجم فرهنگی ازیک طرف بی خیالی مسئولین به واژه

شهید دیگه نمی دونم چی بگم  فقط از خدا می خام ظهور اقا رو

برسونه تا ما تو بلایای اخر زمون غرق گناه نشدیم 

اللهم عجل لولیک الفرج

(نوشته شده توسط کلب الحسین کربلایی مصطفی جوادی)

ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلب الزینب(س)کربلایی جواد نجاتی در پنجشنبه نهم فروردین 1386

 لينك مطلب      

یه  مدتی که برای من مشکلات زیادی پیش اومده بود و مشغله فکری زیادی داشتم

و فکر تعطیل کردن وب رو داشتم یک دوست عزیز که از وبلاگ نویسهای مذهبی هستند

که به عالت راضی نبودنش اسمی ازش نمی برم منو تنها نذا شت و خیلی به من کمک

 کرد ویه پست جدیدم برای من گذاشت من به رسم ادب از ایشون تشکر می کنم و از

خدای منان سلامتی برای ایشون می خام چون یه مشکلات ...... پیدا کرده برای شفای

تمامی بیمارن شیعه واین دوست عزیزم سه تاصلوات بفرستید.

 (این گلم ازطرف کلب الزینب(س) به قاصدک عزیز)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دراخر ارزوی توفیق وبهروزی برای همه دوستان عزیزم دارم امیدوارم درپناه علمدار عشق

اقام اباالفضل(ع) عاشقانه زندگی کنید(یاحق)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(کلب الزینب(س) جواد نجاتی)

ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلب الزینب(س)کربلایی جواد نجاتی در چهارشنبه هشتم فروردین 1386

 لينك مطلب      

باز شد فصل بهارو ان گل رعنا نیامد

بازصبح جمعه امد یوسف زهرا نیامد

عاشقان گویندشمع جمع عاشقان کو

دوستان پرسند از هم مهدی امد یا نیامد

دیده ها دریا شد و کشتی دل در تلاطم

غرق گردیدیم کشتی بان این دریا نیامد


(خدا یا قسمت می دم به خون مطهر شهدا

به دلهای پاک شهیدان کربلاهای ایران ظهور

اقا رو برسون)

ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلب الزینب(س)کربلایی جواد نجاتی در سه شنبه هفتم فروردین 1386

 لينك مطلب      

 

بسم رب الشهدا

 

همرهان عزیزم اگر میخوانم ، میجویم ، می یابم و میگویم ، انگیزه ام دردی  است که ریشه در جانم دارد و اگر از اینهمه سر بتابم درد با جان یکی شده و خواهدم کشت . بیماری مرگ آوری است که به تاریخ و فرهنگ و مذهب و مردممان هجوم آورده است : بی توجهی .

این است که آرام نمی یابم ، چرا که درد شدیدتر از آن است که فرصت آرامشی دهد . میبینید که من نیز طبیب بی دردی نیستم بلکه دردرمندی در انبوه دردمندانم . با این تفاوت که درد را شاید اندکی بیشتر از برخی مردم احساس میکنم و عشق به وطن را از برخی مسئولان رسمی تر و عمیق تر میشناسم و شاید هم چنین نباشد و فقط بیقرار تر از آنم که بتوانم مصلحت اندیشی کنم و بی نام و نان تر از آنکه محافظه کاری را توجیه عقلی نمایم و فقط متوجه باشم که چیزی را بگویم که نه سیخ بسوزد و نه کباب . نه اینگونه نیست ،

من آنچه را میگویم که هست و حقیقت دارد و از آن غافلیم .

من نه نویسنده حرفه ایم نه گوینده حرفه ای . من نیز همانند شما یک مستمعم . یک مستمع یا شاید یک خواننده . اما خسته و رنجور .

من در کنار کارهای معمولم نیست که مینویسم و میگویم ، و نوشتن و گفتن نیز را بعنوان کاری ، نگزیده ام که این ، فریاد شب و روز من است و صدای تنفسم . و اگر نجویم و نیابم و ننویسم و نگویم ، مرده ام .

این است که برای نوشتن و گفتن وقت نمیشناسم ، مگر میشود برای نفس کشیدن وقتی خاص معین کرد و برای درد کشیدن و فریاد زدن  ترتیب و آدابی جست ؟ و کار مهمتری ، یعنی اصلا کاری نمیشناسم که برای رسیدگی بدان مدتی از نفس کشیدن دست بشویم .

و بالطبع خواننده و شنونده چنین نوشته ای نیز باید چنان بخواند و بشنود که پنداری نفس میکشد ، همچنانکه نفس میکشم و زنده ام .

نوشته های پراکنده ام دلیل بر بلاتکلیفی ام نیست . این نوشته های پراکنده که شتاب زدگی از تک تک جملاتش هویداست دلیلی است بربیقراری روحم که در تب و تاب فهمیدن است . فهمیدن و درک کردن چیزی که آن لاله های بهشتی دیدند و ما در عین حیات و بیداری ظاهری نمیبنیم .

در اروپا و در زبانهای غربی ، شهید کسی است که در راه عقیده خود مرگ را برای مبارزه با خصم ، در دوران نتوانستن انتخاب میکند و کلمه ای که برای بیان و نامیدن شهادت و شهید بکار رفته با کلمه ای که در فرهنگ اسلامی برای تسمیه کسی که در این راه مرگ را انتخاب کرده است و بکار میرود اختلاف بینش اسلامی را با بینش غیر اسلامی نشان میدهد .

ممالک اروپایی به شهید میگویند murther   از ریشه کلمه morth     به معنای مرگ ، مردن و در اسلام بجای این کلمه و بجای اینکه از ریشه morth  مرگ و فوت را انتخاب کند درست بر ضد این مفهوم کلمه ای از ریشه شهد به معنای حضور ، حیات ، گواه و نمونه حی و حاضر انتخاب کرده  و این دو کلمه اختلاف دو بینش ، دو نوع نگاه و دو نوع تلقی و شعور و فهم را     در اسلام تشیع علوی با فرهنگ های دیگر جهان نشان میدهد.

پس چرا همواره در صددیم که شهید را مرده ای تصورکنیم که دستش از دنیا کوتاه است و دیگر اثری نمیتواند بر دنیای مادی ما داشته باشد . البته این دیدگاه که شهید با مادیات کاری ندارد صحیح است چون شهید با ایثارش ، با فداکاریش و با لا اله الا الله ای که همیشه بر لب دارد چه هنگام رزم چه عبادت و چه شهادت متذکر این نکته است که هر لحظه در انتطار دعوت معبودش است و این جز معنویتی عمیق نمیتواند باشد .

پس کلام شهید و وصیت شهید و درد شهید برای دنیا نیست .

تمام درد من از این است که شهید با رفتنش خواست هویت بیافریند برای بازماندگان ، اما این بازماندگان در صدد نابودی خویشند .

چرا همیشه به شهید به چشم یک فرد ملامتگر مینگریم ؟ چرا هیچ وقت به خود جرات نمیدهیم برای یکبار هم که شده بوی خون خشکیده بر حنجر شهیدی که در سنگری دور جان سپرده را حس کنیم ؟ چرا به جای خواندن و از بر کردن شعر های بی مفهوم نویسنده ای از نیکاراگوئه ، یک جمله از وصیت نامه یک شهید را زینت بخش جسم و جانمان نمیکنیم ؟

چرا یاد آن پلاک های فرو رفته در سینه و صورت یک جوان 17 ، 18 ساله را همیشه به بعد موکول میکنیم ؟ این بعد کی فرا میرسد ؟ همان زمانی که قرار است دوباره آماج تیر و تفنگ قرار بگیریم ؟ البته این بار نه تیر و تفنگ فیزیکی دشمن ، تیر و تفنگ معنوی که خودمان ساختیم و فردای قیامت در مقابلش قرار خواهیم گرفت .

این شهیدی که اینچنین شهد شهادت را لبخند زنان می نوشد فرزند مادری ات ، پدر طفلی است ، همسرو برادر همچون من و تویی است که حتی یک بار هم در عمرمان از خود نپرسیدیم که وظیفه ما در مقابل این لاله های پر پر شده چیست ؟

این است تشیعی که از آن دم میزنیم؟

این است عدالتی که مولایمان آموخت و همه جا انتظارش را داریم ؟

قدری به خود بازگردیم ، به سرشتی که خدا انسان را بر اساس آن آفرید .

سرشت واقع بینی و قدر شناسی .

قدری به خود آییم.

 

یادمان باشد روزی صد بار با مداد نرم مشکی بزرگ بنویسیم :

چــرا امــروز جای آن لاله های پر پر شــده را سنـگفرشی از دلهــای سنگی پرکرده است ؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این نوشته توسط یکی ازدوستان که راضی نبود

اسمی ازشون برده بشه نوشته شده

خداخیرشون بده

ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلب الزینب(س)کربلایی جواد نجاتی در دوشنبه ششم فروردین 1386

 لينك مطلب      




 

کپي برداري از مطالب وبلاگ مجاز نمي باشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by lovealamdar.blogfa.com